سيد محمد باقر برقعى
579
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
اينجا هنوز آتش زرتشت « 1 » روشن است * خامش نگشته در دل اين شهر عشق يار با عشق نام ايزد ، نامى شده است يزد * هم ، نام يزدگرد از او گشته ماندگار اى پايتخت آل مظفر كه بودهاى * چون كوهِ برقرار ، به دنياى بىقرار چنگيزيان ز فتح تو ناكام گشتهاند * ننشسته ز آن هجوم بر آئينهات غبار از ما تو را درود كه مانند شير كوه * زير فشار چرخ زمان بودى استوار مردان كار و كوشش تو در دل كوير * نام آورند در هنر و كار و ابتكار از بهر زندگى بدريدند قلب خاك * كاريزها « 2 » زدند به هر دشت و كوهسار جارى نمودهاند بسى نهر همچو شير * از سينههاى خشك كوير آب خوشگوار اين مردم شريف در آفاق شهرهاند * در راه سختكوشى و ايمان و پشتكار ناسازگار بوده طبيعت اگر به يزد * اما به سعى يزدى ، گرديده سازگار سوزد شرار عشق وطن در نهاد يزد * تحسين بر اين ديار و بر اين خلق هوشيار بنيانگذارِ حوزهء علميهء بزرگ * عبد الكريم حايرى آن مرد حقمدار و آن مرجع بزرگ دگر كسنويهاى « 3 » * كز ما بر او درود هزاران هزار باد در راه علم و دين و شريعت بسان روز * روشن شد از معارف اينان شبان تار دادا محمدى « 4 » كه چهل خانقاه را * بنيان نهاد و داد بدين شهر اعتبار چون يزدى بزرگ « 5 » كجا ديده چشم دهر * زور آورى دلير و سرافراز و نامدار در آسمان ورزش ايران طلوع كرد * چون اخترى ، محمد عبدل « 6 » به روزگار وحشى چراغ بزم ادب چون رود ز ياد * دلخستهاى كه سوخته بود از غم نگار
--> ( 1 ) - آتشكده معروف زرتشتيان . ( 2 ) - كاريز : قنات - هزاران رشته كاريز در استان يزد وجود دارد . ( 3 ) - كسنويهاى : مرحوم آيتاللهالعظمى سيد محمد كاظم طباطبايى يزدى مرجع تقليد . ( 4 ) - شيخ تقى الدّين دادا محمد ( معروف به شيخ داد ) عارف نامى قرن هشتم هجرى . ( 5 ) - محمد ابراهيم پهلوان يزدى بزرگ ، پهلوان نامى ايران در اواسط سلطنت ناصر الدّين شاه متوفى 1308 شمسى كه چهل و دو پهلوان را شكست داد . ( 6 ) - محمد عبدل معروف به پهلوان يزدى كوچك ، پهلوان نامدار و كشتىگير ايران در اواخر سلطنت ناصر الدّين شاه .